تصاوی;ر: پژو 207i
تصاویر دلخراش از جنایات ریگی- گروه جندالله ( 17 )
عکسهای خارق العاده از بوجود آمدن جنین تا تولد یک کودک
تبلیغات دیدنی بر روی توبوس ها
ماجرای چت عسل و کاظم ! (طنز خنده دار )
سری جدید آیا میدانستید اسفند ماه ۸۸ ( جالب و خواندنی )
سری جدید آیا میدانستید اسفند ماه ۸۸ ( جالب و خواندنی )
آیا میدانید به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر میترسند تا از مرگ!
آیا میدانید خطوط هوایی آمریکا با کم کردن ۱ زیتون از سالاد هر مسافر توانست ۴۰,۰۰۰$ جمع کند.
آیا میدانید ملت آمریکا بطور میانگین روزانه ۷۳,۰۰۰ متر مربع پیتزا میخورند.
آیا میدانید بچهها بدون کشکک زانو متولد میشوند که در سن ۲ تا ۶ سالگی ظاهر میشوند.
آیا میدانید پروانهها با پاهایشان میچشند.
آیا میدانید گربهها میتوانند ۱۰۰ صدا با حنجره خود تولید کنند در حالیکه سگها کمتر از ۱۰
آیا میدانید کوبیدن سر به دیوار ۱۵۰ کالری در ساعت مصرف میکند.
آیا میدانید نزدیکترین ستاره به ما ۱ سال نوری فاصله دارد
آیا میدانید انسان برای اولین بار در ۱۷۸۳ پرواز را تجربه کرد و توانست ۸ کیلومتر با بالن پرواز کند
آیا میدانید ۱۵۰ میلیون سال پیش امریکایی ج از افریقایی ج از نظر جغرافیایی جدا شده است
آیا میدانید جمیعت جهان تا ۵۰ سال آینده از مرز ۹ میلیارد نفر خواهد گذشت
ادامه در لینک زیر
حسنک کجایی ؟
گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود.حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.او به شهر
رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات
جلوی آینه به موهای خود ژل می زند
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند
. دیروز که حسنک با کبری چت می کرد .کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را
رهاکند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد.پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت
می کرد.پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود.او نمی دانست که
سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند.پتروس در حال چت کردن غرق شد
***********************
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود .ریزعلی دید
که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت .ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد .ریزعلی
چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد .کبری و مسافران قطار
مردند
***********************
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل همیشه سوت و کور بود .الان چند سالی است که کوکب خانم
همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ی مهمان ندارد.او پول ندارد تا
شکم مهمان ها را سیر کند
**************************
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
***************************
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد
****************************
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون
دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد ........
تبلیغات 












